القاضي سعيد القمي
197
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
كربته من الرجوع إلى أمه ثم إلى وطنه ثم اهلاك فرعون وقومه وانجاء بني إسرائيل من شرهم وخلوص الدين للّه بعد ما أهلك اللّه طوائف الظلم والكفر والعدوان واحزاب
--> فمن تمتع بالعمرة إلى الحج فما استيسر من الهدى فمن لم يجد فصيام ثلاثة أيام في الحج وسبعة إذا رجعتم تلك عشرة كاملة ذلك لمن لم يكن أهله حاضري المسجد الحرام باتفاق همه مسلمانان مراد از اين آيت بجا آوردن عمره است در ماههاى حج وپيش از حجة الاسلام واين را حج تمتع يا تمتع الحج ازآنروى ناميدهاند كه در مدت فاصله بين دو احرام رفع حظر مىشود ومحذورى نمىماند لذائذ مباح مىگردد واين همان متعه است كه خليفهء دويم را ناراحت كرده وبتحريم آن گفته بود وقتي در جواب أبو موسى اشعرى كه فتوى به حليت داده بود گفت مىدانم كه پيغمبر حلال كرده است وعمل وصحابه نيز بدان عمل مىكردند ولى من نپسنديده ودوست ندارم كه سرزمين منا وچادرهاى أراك حجلهگاه عروسان باشد اين سخن از اوست كه بر منبر پيغمبر برآمد وبا صراحت وپرى دهن گفت متعتان كانتا على عهد رسول اللّه وانا انهى عنهما وأعاقب عليهما متعة الحج ومتعة النساء گذشته از اينكه فقهاى شيعه پيروى از پيشوايان معصومين كرده وحلال پيغمبر را تا قيامت حلال مىدانند بسيارى از صحابه كبار واعلام با خليفه دويم مخالفت كرده واعلام رأى كردهاند چندين روايت در صحيح مسلم موجود است از جمله روايت قتادة كه به چند طريق از مطرف نقل كرده كه عمران بن حصين در بيمارى خطرناك خود پى من فرستاد وگفت چند حديث است كه بايد با تو بگويم اگر زنده ماندم مىبايد كتمان كنى واگر مردم به مردم بگوى بدان كه پيغمبر أكرم حج وعمره بجاى آورده وموضوع تمتع بحج مورد عمل پيغمبر بود وآية درين باب بر خلاف نازل نشده وپيغمبر هرگز نهى نفرموده آن مرد عقيدة خود را گفته وهم در آن كتاب آورده است كه على وعثمان بأهم بودند عثمان از متعه وعمره نهى مىكرد وعلى بدو گفت ترا چه حق است كه در امر خدا اظهارنظر واز عمل پيغمبر نهى نمائى تو خود مىدانى كه ما در زمان پيغمبر اين كار را كردهايم عثمان گفت سخن بصواب گفتى ولى امروز روزى ديگر است واز غوغاى